تولد امیر رضا کوچولو
امیررضا جون برای به دنیا اومدنت دو هفته ای بودبا بابایی ومامان جون رفته بودیم خونه خاله لیلا اهواز چون می خواستیم زیر نظر یه متخصص خوب تو اهواز بریم کلی هم به خاله جون زحمت دادیم.بچه های خاله ها کلی ذوق کرده بودن برا اومدنت هر کاری که بهشون می گفتم به خاطر تو انجام می دادن دخترخاله ها دلشون یه دختر خاله می خواست وپسرها هم که دوست داشتن پسر باشه خلاصه کلی برا همدیگه کرکری می خوندن .یه روز قبل از به دنیا اومدنت خاله ها و مامان بابایی اومدن خونه خاله لیلا خلاصه خونه خاله حسابی شلوغ بودوبچه ها از دور هم بودن لذت میبردن. وز تولدتساعت 6 صبح با بابابی رفتیم بیمارستان آریا و اون روز توی بیمار...
نویسنده :
مامانی
20:31





