اولین محرم
محرم 91 اولین سالی که تو کنار ما بودی و بابایی دوست داشت تو همه مراسم هاشرکت کنی چند باری توی هیئت می بردت ولی چون سر وصدا زیاد بود و تو اذیت می شدی زود تو رو میاورد خونه چون هیئت مارشه و خود بابایی هم دستش بیکار نبود نمی تونست زیاد تو رو بغل کنه چند باری هم عمو بهزاد تو رو برد تو هیئت اونموقع تو تازه 5 ماهه شده بودی و خیلی هم شیطون . مامان جون (مامان بابایی) هم زحمت کشیده بود برات از تهران لباس علی اصغر گرفته بود وای که چقدر توی این لباس ها معصوم می شدی( قربون معصومیت حضرت علی اصغر برم)لباس ها رو می کردیم تنت و می رفتی هیئت.یه روز هم که بابایی زحمت کشید و ما رو برد مراسم شیرخوارگان حسینی که تو مصلی برگزار شده بود چقدر هم شلوغ بو...
نویسنده :
مامانی
2:13






