سفرنامه امیرمامان (روز ششم)
یکشنبه صبح بعد از صبحانه چون برنامه شمال کنسل شده بود قرار شد که ما و عمه سمیه اینا و عزیز و عمه انیس بریم به سمت مشهد و بعد از نهار و نماز تقریبا ساعت 3 بود حرکت کردیم.شب هم چون خسته بودیم و باد شدید هم بود توی یه مدرسه نزدیک های سبزوار موندیم و تا صبح هم کلی پشه ها نوازشمون کردن ولی خدا رو شکر شما و هدیه خانم چون تو پشه بند بودید اذیت نشدید.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفرنامه امیرمامان (روز ششم)
