سفرنامه امیر مامان (روز چهارم)
صبح روز جمعه عمه افسانه اینا بعد از صبحونه حرکت کردن و برگشتن چون عمو امیر مرخصی نداشت و باید شنبه سر کار می رفت . ماهم بعد از صبحونه آماه شدیم و با عمو و زن عمو و متین و عمه انیس رفتیم دیدن برج میلاد.
واقعا خیلی قشنگ بود کلی تو محوطه بیرون عکس گرفتیم و بعد هم رفتیم تا از داخل هم دیدن کنیم.
کلی هم برا خودت کیف کردی و همش اینور و اونور می چرخیدی و همه جا رو نگاه می کردی مخصوصا قطرات آب که به شکل های مختلف می ریخت توجهت رو به خودش جلب کرده بود.
بعد از اونم رفتیم خونه و نهار و استراحت و گوش دادن به مناظرات و غرق شدن در تلویزیون بابایی و عمو.
بعداز کلی زحمت دادن به عمو و زن عمو و خدحافظی کردن از اونا رفتیم خونه عمه وحیده .
دیر وقت بود که رسیدیم بعد از خوردن چای و میوه بازی کردن با ثنا خانم .دوباره لالا.
عکس های امیری در برج میلاد
امیررضا سوار بر سیب سلامتی


سلام بر همه مردم تهران

بیب آقای پوه![]()

چقدر کلاه قرمزی و پسرخالهههههههههه

ببینم این تو چه خبره؟

بزارین یکم براتون بخونم



سفرنامه امیر مامان (روز چهارم)
