امیر رضاامیر رضا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 1 روز سن داره

امیررضا جون نفس مامان وبابا

سفرنامه امیر مامان (روز چهارم)

1392/4/27 0:57
نویسنده : مامانی
428 بازدید
اشتراک گذاری

صبح روز جمعه عمه افسانه اینا بعد از صبحونه حرکت کردن و برگشتن چون عمو امیر مرخصی نداشت و باید شنبه سر کار می رفت . ماهم بعد از صبحونه آماه شدیم و با عمو و زن عمو و متین و عمه انیس رفتیم دیدن برج میلاد.

واقعا خیلی قشنگ بود کلی تو محوطه بیرون عکس گرفتیم و بعد هم رفتیم تا از داخل هم دیدن کنیم.

کلی هم برا خودت کیف کردی و همش اینور و اونور می چرخیدی و همه جا رو نگاه می کردی مخصوصا قطرات آب که به شکل های مختلف می ریخت توجهت رو به خودش جلب کرده بود.

بعد از اونم رفتیم خونه و نهار و استراحت و گوش دادن به مناظرات و غرق شدن در تلویزیون بابایی و عمو.

بعداز کلی زحمت دادن به عمو و زن عمو و خدحافظی کردن از اونا رفتیم خونه عمه وحیده .

دیر وقت بود که رسیدیم بعد از خوردن چای و میوه  بازی کردن با ثنا خانم .دوباره لالا.

عکس های امیری در برج میلاد

امیررضا سوار بر سیب سلامتیلبخند

 

سلام بر همه مردم تهرانبای بای

بیب آقای پوهنیشخند

چقدر کلاه قرمزی و پسرخالههههههههههتعجب

ببینم این تو چه خبره؟سوال

بزارین یکم براتون بخونمچشمک

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان منتظر
25 تیر 92 23:26
ماشاالله به امیرضا جونم


ممنون خاله جون