امیری 6 ماهه
امیر رضا جونم وقتی 6 ماه و 10 روزه بودی دیگه خیلی خوب می نشستی و خودت وقتی از خواب بلند می شدی سریع می نشستی.![]()
6 ماه و 15 روزه که بودی بالاخره کشف کردی که چه جور سینه خیز بری و دیگه به عقب نمی رفتی و خودت و به هر چیزی می خواستی می رسوندی.
روی 4 دست وپا می ایستادی و بدن خودت رو به جلو وعقب تاب می دادی هر وقت آقا جون برات شعر تاب تاب عباسی رو می خوند این کار رو می کردی .![]()
6 ماه و 20 روزگی دست خودت رو به مامانی و بابایی می گرفتی و سرپا می ایستادی.وقتی هم که تو بغلمون بودی بالا و پایین می پریدی بچه ها صدات می کردن امیر فنر .قربون پسر ورزشکارم برم.
هر وقت هم که شیر می خواستی ومن بیکار نبودم خودت رو بهم می رسوندی و مرتب پشت سر هم می گفتی مه مه مه
عکس های 6 ماهگی



اینم ماشین داداش محمد پسر خاله لیلا که تا چند وقت دیکه سندش رو به نام شما می زنن البته یکمی داداش محمد همچین حسابش رو رسیده اما بالاخره همینم غنیمته اسب پیش کشیه دیگه 

اینم اولین باریه که سرپا ایستادی


امیری 6 ماهه
